فانوس

پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست / شمع را فانوس از پروانه می‌سازد جدا

فانوس

پردهٔ شرم است مانع در میان ما و دوست / شمع را فانوس از پروانه می‌سازد جدا

یه کتاب بهم پیشنهاد بده!
قصه دلبری

صمیمیت و صداقت کتاب جذابیت زیادی به کتاب داده بود. معمولا کتابهایی که مربوط به زندگی شهدا است جذابیت خاصی برایم دارد، ولی این یکی ویژه بود و همچنین فضای امروزیتری داشت و به زندگی های ما نزدیکتر بود. و اینکه این کتاب را هدیه گرفته بودم در خواندنش لذت دو چندان احساس می کردم.
پیشنهادم این است که علاوه بر خواندن این کتاب، بعنوان هدیه همسرهایتان را به خواندنش ترغیب کنید، خیلی تاثیر گذار است؛ تاثیرش بیش از 100 تا کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی است!
 وقتی این کتاب را خواندید احتمالا دلتان بخواهد کتاب عمار حلب را هم که خاطرات همین شهید است بخوانید. 

  • حامد ..
آن بیست سه نفر

وقتی فهمیدم فیلمی از این کتاب ساخته شده، گفتم باید حتما قبل از اینکه فیلمش رو ببینم، کتابش رو بخونم.
صفا و صداقتی که در این روایت است و شیوایی و جذابیتی که در قلم نویسنده وجود دارد، در مجموع کتابی عالی رقم زده است.
تا به حال از این زاویه و دید دفاع مقدس را نخوانده بودم. از زاویه دید چند نوجوان به خصوص در دوران اسارت.

 

شما از این دست کتاب‌ها نخوانده‌اید؟

  • حامد ..

نکته‌ی اولی که در اینجا قولش را داده بودم، این بود که یکی از مطالبی که در پیوند‌های روزانه لینک شده بود را انتظار داشتم مورد لطف در خوری از جانب دوستان قرار بگیرد که برعکس اصلا هیچ کیلکی روی آن نشده بود!!
لذا متن آن را در زیر می‌آورم(البته با منبع)، شما بگویید که این انتظار من از شما مخاطبان عزیز بی‌جا بوده و اشتباه تشخیص داده ام یا نه ؟

 

منبع : einlam.blog.ir

 

اربعین گوشه‌ای از
نمایشگاه عظیم تمدن اسلامی است
روزی فرا می‌رسد
که در تمام شهرهای دنیا
مثل از نجف تا کربلا
عشق، برادری، مهربانی،
ایثار و کرامت موج بزند
آن روز نزدیک است
باید اربعین را هر روز
زندگی کنیم

  • حامد ..
پیوندهای روزانه از مشخصه‌های وبلاگنویسی در عهد پارینه سنگی

برای تکمیل کردن آرشیو پیوند‌های روزانه وبلاگم، سری زدم به قسمت پیوند‌های روزانه در پنل وبلاگم تا هم آرشیو را تکمیل کنم و هم تاریخ گذشته‌ها را حذف کنم. امّا دو نکته ذهنم را مشغول خود کرد، نکته اول را در پست بعدی می‌گویم، امّا نکته دوم؛ اینکه بلاگر بودن به صرف وبلاگ داشتن نیست. حتی به نوشتن در وبلاگ هم نیست، برای بلاگر شدن باید به کار‌هایی ملزم باشید از جمله پیوند‌های روزانه. البته این که می‌گویم باید به پیوند‌های روزانه ملزم باشید قانون نانوشته‌ای است که برای ما بلاگستانی‌های عهد پارینه سنگیِ دههشتاد و اوج وبلاگنویسی ایران به اندازه‌ی خود پست گذاشتن مهم‌ بود. امّا حالا چی ؟؟

از ظاهر وبلاگ‌ها پیدا است که یا اصلا با این قابلیت آشنایی ندارند و پیوند‌های روزانه را با پیوند‌ها اشتباه گرفته‌اند و یا اینکه از آن برای تبلیغ پست‌های خود استفاده می‌کنند. شما بگردید در وبلاگ‌ها به صورت انگشت شمار وبلاگی را می‌یابید که در پیوند‌های روزانه لینک مطالب مورد پسندش را گذاشته باشد!
و آنچه ذهن مرا به خود مشغول کرده است این است؛ خوب برادر من اگر پیوند روزانه نمی‌گذاری حداقل چرا وقتی وبلاگی را می‌خوانی و می‌بینی که پیوند روزانه دارد چرا زحمت کلیک کردن به خود نمی‌دهی؟

تو وقتی وبلاگی را می‌خوانی و مطالبش برایت جالب است، احتمال دارد آنچه او خوانده و برای تو در پیوند‌های روزانه قرار داده است هم برایت جالب باشد!

مگر آنکه بگویید ما همه ملزم به کلیک‌نوازی پیوند‌های روزانه هستیم و مشکل از سیستم آمارگیری بیان است، که بعید به نظر می‌رسد!

 

عزیزان بیایید از این به بعد از قابلیت پیوند‌های روزانه، هم استفاده کنیم و هم استفاده کنیم!! 

استفاده اول لینک کردن مطالب مورد پسند است و استفاده دوم کلیک کردن روی پیوند‌ها است.

 

  • حامد ..
آغاز فصل نوجوانی وبلاگ حلزون

وقتی این وبلاگ را با عنوان "ندای کتاب" هوا کردم؛ انگیزه‌ام ایجاد آرشیوی از کتابهایی که خواندم، بود. و البته تا حدی معرفی کتاب‌ها به بلاگر‌ها. این فصل نوزادی از زندگی این وبلاگ بود. با این آدرس : 786book.blog.ir  

و فصل کودکی آن تحت عنوان "حلزون" با این آدرس : halazun.blog.ir گذشت. این عنوان از بیتی از جناب صائب تبریزی اقتباس شده بود؛

 "از حادثه لرزند به خود قصر نشینان/ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

 

و حال این کودک وارد فصل جدیدی از زندگی شده است. وبلاگم با اسم "فانوس" و با آدرس: fanuss.blog.ir وارد دوران نوجوانی و بلوغ شده است.

  • حامد ..

 

امام على «علیه السلام» : صوَابُ‏ الرَّأْیِ بِإِجَالَةِ الْأَفْکَار 
ترجمه: درستی اندیشه در گرو جَوَلان دادن تفکرات است. 

 

توضیح و بیان استاد فلاح شیروانی:

      فکرها را جَوَلان بدهید.

جولان افکار یعنی چه؟ -یعنی میدان را به دست افکار بدهید، مثل اینکه چه چیزی در زندگی شما بیشتر دارد کار می کند؟

می گوییم هیجان. این درست نیست و صواب الرأی اینگونه به دست نمی آید.

باید میدان بدهید تا افکار در ذهن شما جولان بدهد.

 

یک برداشت دیگر این است که یک نگاه اجتماعی داشته باشیم، اگر افکار جولان بدهند، یتولَّد منه الصواب. این می شود آزاد اندیشی.

آقا امام باقر علیه السلام می فرماید: بِإِجَالَةِ الْفِکْرِ یُسَدَّدُ الرَّأْیُ الْمُعْشَب‏  

اندیشهای که یک جورهایی شاخ و برگ دارد و یک بسطی دارد، این اندیشه را اگر بخواهید خوش تراش بکنید، باجالة الفکر تسدید می شود. یسدد. 

این قرائت فردی می شود. یعنی شما یک اندیشه‌ای دارید که خیلی شاخه دارد، می خواهید این را استوار بکنید، باید مدام فکر را از روی این رد بدهید و به فکر جولان بدهید. 

نکته‌ی خیلی مهمی که اینجا اشاره می شود این است که اگر صواب رأی می خواهی راهش این است. می‌گوید که نمی‌شود من یک خواب ببینم و ...! نه نمی شود؛ باجالة الافکار می شود.

 

منبع: کانال ایتا موسسه فرهنگ و تمدن توحیدی

دانلود صوت این نکته اخلاقی

  • ۴ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۴۴
  • حامد ..

چون احتمال می‌دادم که به این پست توجه نشود، اینجا دوباره شما را به آن ارجاع می‌دهم.

و این که عاجزانه یک تقاضا دارم. اگر وبلاگ مرا نمیخوانید لطفا دنبال نکنید! بله؛ تنها در صورتی دنبال کنید که خواننده مطالب هستید.

دوستانی که وبلاگ را می‌خوانند هم لطفی کنند و ذیل همین پست اعلان حضور کنند، تا بدانم برای چه کسانی می‌نویسم.

  • ۱۹ شهریور ۹۸ ، ۲۳:۲۷
  • حامد ..

حسین جان!  در این دهه توفیق نداشتم از تو بنویسم.

هرچند قصد و نیتش را داشتم امّا من روسیاه‌تر از آن بودم که توفیق از تو نوشتن را پیدا کنم!

امّا آقا جان در این شب عاشورا ما را بخر؛ اشک چشم به ما بده، شور و شعور حسینی به ما بده، تا بتوانیم امشب خوب عزاداری کنیم.

 

 

در عاشورا به خاطر مصائب، قلب نازنین امام زمان ارواحنافداه در فشار است.

صدقه برای سلامتی ایشان فراموش نشود.

التماس دعا

  • ۰ نظر
  • ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۰۰
  • حامد ..

یکی از عادت‌هایم این است که وقتی دنبال‌کننده‌ی جدیدی اضافه می‌شود، به وبلاگش سر بزنم. تا اولا هم مخاطبم را بشناسم و دوما فضای وبلاگش را ببینم و چند‌تایی از پست‌هایش را بخوانم، شاید پسندیدم و دنبالش کردم.

یکی از وبلاگ‌ها را  طبق همین عادت باز کردم که به این جمله برخوردم : ...خواهشا اینجا رو اینستا نکنید. (+)

این جمله باعث شد به فکر فرو بروم، مخصوصا که چند روز قبل را روز وبلاگنویسی نامیده‌اند و وبلاگ‌نویسان این روز را به یک دیگر تبریک می‌گویند و در مورد وبلاگنویسی پست می‌گذارند.

 

به نظرتان این خود ما وبلاگ‌نویسان نیستیم که باعث افول بلاگستان فارسی شده‌ایم؟ آیا خودمان نیستیم که ضربه زدیم؟ اصلا برای چه وبلاگ‌نویس شدیم؟ برای آنکه توجه دیگران را به خود جذب کنیم؟ برای جبران کمبود‌های عاطفی که ناشی از کم توجهی است؟ یا برای تفریح و بی‌کار نبودن؟ اگر غیر این است پس چرا وبلاگ را به اینستا و دیگر شبکه‌های اجتماعی تبدیل کردیم؟ چرا هر کاری می‌کنیم تا بازدید زیاد داشته باشیم؟ هر وبلاگی را دیدیم دنبال می‌کنیم، که او هم ما را دنبال کند؟ اصلا چرا به دنبال فالور هستیم؟  می‌خواهید سامانه‌ای راه بیندازیم که مثل اینستا فالور و لایک برای وبلاگ بفروشد؟ مگر هدفمند وبلاگنویسی نمی‌کنید؟

 

بیایید خودمان کمی به فکر خودمان باشیم. بیایید تنها کسانی را که می‌خوانیم، دنبال کنیم. و اگر قرار شد نظری ذیل پستی بگذاریم، نخواهیم خودخواهی و خودپسندی مان را نمایان کنیم و یا اینکه ذیل نظرات تبلیغ وبلاگ کنیم.

 

 

* رابطه این بیت از مولانا با پست رو فهمیدید؟

این پست به مناسبت روز وبلاگنویسی بود البته با تاخیر

  • ۹ نظر
  • ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۰۲
  • حامد ..

همیشه سعی ‌می‌کنم از روی ظاهر قضاوت نکنم، هیچ وقت. امّا کسی که حرمت امام حسین علیه السلام و محرم را نگه‌ندارد،اصلا برایم قابل تحمل نیست.

  • ۵ نظر
  • ۱۷ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۲۵
  • حامد ..